چرا روانشناسان ……
روزي كه تصميم گرفتم رشته روانشناسي را براي ادامه تحصيل در دانشگاه انتخاب كنم هرگز فكر نمي كردم كه با مشكلات خاص اين رشته مواجه شوم. پس از سالها روانشناس بودن به اين نتيجه رسيدم كه شغل روانشناسي شغل انبياست، البته نه از آن جهت كه روانشناسان فرستاده خدايند بلكه از آن جهت كه ما بايد همانند معصومين هيچ خطا و گناهي نكنيم.
مثلا روانشناسان نبايد عصباني شوند، ناراحت شوند، بلند بخندند، شب ها تا صبح بيدار باشند، به غذا ناخنك بزنند، سيگار يا پيپ بكشند، …. برقصند، با سرعت موتور سواري كنند، لب استخر پشتك بزنند، سر قرار دير برسند، در ترافيك كلافه بشوند، جك تعريف كنند، جورابشان بوي بد بدهد يا پلي استيشن بازي كنند….نبايد نبايد نبايد
خيلي اوقات روانشناسان جملاتي مانند: تو مثلا روانشناسي، اندازه ……. هم نمي فهمي؟ تو فقط واحدهاي روانشناسي پاس كردي، اين رشته روي خودت هيچ اثري نگذاشته! يا آقا مثلا روانشناسه، كاش روانشناس نبود….را از سوي ديگران مي شنوند.
آيا واقعا روانشناسان مستحق شنيدن اين بي احترامي ها هستند؟ آيا به واسطه مطالعه روي اين رشته بايد تبديل به يك فرشته شوند؟ آيا باور ها و توقعات مردم نسبت به آنها عادلانه است؟
در بين عامه مردم باورهاي غلطي شكل گرفته كه تعدادي از اين باورها ناشي از اعتقاد غلط گذشتگان و تعدادي از آنها ناشي از فقر دانش و ميزان همنوايي بالا در ميان مردم است كه البته اين باورهاي غلط در زمينه هاي گوناگون به چشم مي خورد و زمينه ساز بسياري از كج انديشي ها و تصميم هاي غلط در زندگي بسياري از ماست.
وقتي عامه مردم درباره همه چيز و خارج از حيطه تخصص خود حكم صادر كنند، بستر بي اعتمادي فراهم مي شود. البته نبايد از نقش ارزنده صدا و سيما در رابطه با خل و چل نشان دادن روانشناسان نيز غافل شد. اخيرا در سريال كمدي چارخانه، خانم بهنوش بختياري در نقش پرستو و مامان شاسخين ، به عنوان يك دانشجوي روانشناسي هر حركت احمقانه و روان پريش گونه اي را از خود نمايش مي دهد و مكررا از اصطلاحات تخصصي روانشناسي در گفته هايش استفاده مي نمايد و مستقيما روي بينندگان تاثير منفي مي گذارد.
گاهي سوالات عجيب و غريب مردم روانشناسان را شوكه مي كند، مثلا آيا راست است كه روانشناسان با يك نگاه ميتوانند همه چيز را درباره ما بدانند؟ آيا روانشناسان با هيپنوتيزم به تمام درونيات ما پي مي برند؟ از نظر روانشناسي مي شود آينده افراد را پيش بيني كرد؟
همانطور كه روانشناسان پيغمبر نيستند، جادوگر، كف بين، فال گير و غيب گو هم نيستند. روانشناسان مثل تمام انسانها هيچ قدرت و معجزه خارق العاده اي ندارند.
يكي از مشكلات اينجانب و ساير روانشناسان حضور در مهمانيهاست، اگر ساكت بنشينيم مي گويند ” طرف مشغول تحليل شخصيت ديگران است” اگر صحبت كنيم مي گويند ” چقدر وراجه ، اينجا را با مطب اشتباه گرفته” اگر بخنديم مي گويند ” انگار خودش هم يه چيزش مي شه” و به اضافه ديگر قضاوتها كه ما خبر نداريم.
حالا برويم سراغ اصل قضايا كه در هفت مورد آورده شده است(باورهای غلط)
1 - روانشناسان عصباني نميشوند! !!!
در باور فوق، ما به كلمه هيچ وقت برميخوريم كه يك كلمه مطلق است و اين خود اولين نكته منفي درباره اين باور است. چون درباره خصايص رواني و هيجاني انسانها هيچ كلمه مطلقي نميتوانيم استفاده كنيم، چون انسان موجودي بسيار پيچيده، متفكر و انتخابگراست. ضمن اين كه عصبانيت جزو مكانيزمهاي متعادلساز روانآدمي است كه توسط خداوند در ذهن انسانها به وديعه نهاده شده است ،چرا كه اگر همين عصبانيت وجود نداشت انسان به مثابه ديگ بخاري بودكه سوپاپ اطمينان نداشت و بنابراين پس از گذشت چندين ساعت از كار اين ديگ بخار ،ما شاهد انفجار اين ديگ ميبوديم.
و مهمتر از همه اين كه اگر خشم و عصبانيت به هر دليلي ابراز نشوند خود ميتواند زمينهساز كينه، نفرت، دشمني و انواع و اقسام بيماريهاي رواني و جسماني در آينده شود كه به مراتب بدتر از ابراز خشم بهوجود آمده در آن موقعيت مشخص است. بنابراين چگونه ميتوان انتظار داشت كه يك روانشناس كه خود به خوبي از عملكرد اين فعاليت در ذهن و بدن خويش آگاه است خشم خود را فروخورد تا به او مهر تأييد روانشناس زبده را بزنند. در حالي كه او قادر است با مكانيزمهاي دفاعي پخته و پيشرفته همچون شوخطبعي باور فوق را به اين شكل اصلاح كند.
روانشناسان هم همچون ديگر مردم عصباني ميشوند، اما از شيوههاي سالم براي ابراز آن بهره ميگيرند.
2 - خودشان ديوانهاند!!!
اين هم يك باور غلط شايع در ميان مردم است كه به هيچ عنوان علمي و منطقي نيست، چرا كه اگر ما بخواهيم يك حكم كلي در ارتباط با گروهي از مردم بدهيم نيازمند آنيم كه تحقيق علمي در سطحي وسيع انجام دهيم و با انجام روشهاي آماري ادعاي فوق را اثبات كنيم.
همانطور كه يك مكانيك اتومبيل هنگامي كه خودرواش در معرض نقص فني احتمالي قرار دارد زودتر از ديگر افراد مطلع ميشود اين قاعده در ارتباط با روانشناسان نيز صادق است، چرا كه آنان مكانيك ذهن هستند و به دليل آگاهي از بيماريهاي رواني بسيار زودتر مطلع شده و به دليل اطلاع از مشكلات پيش آمده احتمالي بر اثر بيماريهاي رواني خيلي زودتر به سمت و سوي درمان و حل مشكل خويش روان ميشوند.
ما نميتوانيم بگوييم چون روانشناسان با بيماران رواني بسياري درگيرند خود نيز قطعاً از اين بيماريها بيبهره نخواهند ماند، به همان دليل كه اشخاصي كه در بيمارستانها در بخش مراقبت از بيماران عفوني كار ميكنند اگر مراقب خودشان نباشند قطعاً به اين بيماريها مبتلا خواهند شد. بنابراين باور فوق را به شكل زير اصلاح ميكنيم.
روانشناسان هم همچون ديگر مردمان اگر مراقب خود نباشند در معرض بيماريهاي رواني قرار دارند.
3 - ما خودمان يه پا روانشناسيم !!!
بله اين جملهاي است كه كارل راجرز، يكي از روانشناسان بزرگ و پايهگذار روانشناسي انسانگرا بر آن معتقد بود. او اعتقاد داشت كه هر كس خودش بهترين درمانگر خويش است اما سئوالي كه پيش ميآيد اين است، پس چرا همه روزه تعداد كثيري از مردم به كمك و دخالت روانشناسان نيازمند هستند؟ جواب اين است به همان دليل كه همه ما بالقوه ميتوانيم به قله دماوند صعود كنيم اما به شرطي كه شخصي نتواند راهنمايي ما را به عهده بگيرد. يعني راه را به ما نشان دهد و تجهيزات لازم را به ما معرفي كند.
براي حل مشكلات شخصي هم ما نياز به كمك يك روانشناس زبده داريم كه نه براي ما بلكه با ما حركت كند تا به حل مشكلاتمان نائل شويم و از همه مهمتر اين كه ذهن انسان از3 بخش عمده هشيار، نيمههشيار و ناهشيار تشكيل يافته است كه اگر ما خيلي توانا باشيم حداكثر به نيمه هشيار ذهنمان دسترسي پيدا ميكنيم كه البته براي حل مشكلات كافي نيست.
بنابر اين نيازمند كمك كسي هستيم كه بتواند به ناهشيار ذهن ما وارد شده و از اين انبار متروكه پروندههاي دردناك بايگاني شده گذشته را بيرون آورده و از نو رسيدگي كند.بنابراين باور فوق را به شكل زير اصلاح ميكنيم.
هيچ كس بيشتر از خود انسان به احوالات خودش آگاه نيست اما بدون كمك يك روانشناس هرگز بدان احوالات دسترسي نخواهد داشت.
4 - روانشناسان حلال مشكلاتند!!
اين باور، روانشناسان را به جادوگراني مبدل ميسازد كه قادرند فكر ما را بخوانند ، كه اين موضوع به هيچ عنوان صحت ندارد، چرا كه براي شناختن افراد در روانشناسي روشهاي گوناگوني همچون مشاهده تجربي يعني در نظر داشتن رفتار افراد بدون آنكه خودشان متوجه باشند، مصاحبه با نزديكان و خويشاوندان ،اجراي آزمونهاي رواني همچون پرسشنامه، تست و آزمونهاي فرافكني و در نهايت مصاحبه با خود شخص كه از انواع مختلفي برخوردار است در نظر گرفته مي شود.
در نهايت ميتوان گفت پس از انجام اين آزمايشها و آزمونها شايد با احتياط بتوان گفت از شخص مورد نظر نيمرخ رواني بهدست آوردهايم. كه باز هم در پارهاي از موارد بي نقص نخواهد بود. بنابراين باور فوق را به شكل زير اصلاح ميكنيم.
روانشناسان هرگز با يك نگاه نميتوانند همهچيز را درباره ما بدانند.
5 - نياز به مشورت ندارند!!!
اين هم يك باور غلط ديگر است، چرا كه روانشناسان هم همچون آرايشگران قادر به اصلاح سر خويش نيستند، هرچند كه آرايشگر قابلي باشند. به اين دليل كه مشكلات رواني هميشه صرف نظر از داشتن لايههاي منطقي از لايهاي هيجاني نيز برخوردارند، بنابراين با توجه به اصل نيروگذاري رواني (يعني مقدار مشخصي انرژي رواني ميتوان در ذهن به فعاليتي خاص صرف شود) وقتي بخشي از نيروهاي ذهني ما در هيجانات ما صرف شده است نميتوانيم انتظار داشته باشيم كه با آگاهي و اشراف كامل دست به حل مسئله بزنيم، بنابراين، نياز داريم از شخص ديگري كه البته رابطه خويشي و دوستي با ما ندارد كمك بگيريم تا او با صددرصد توان به كمك ما براي حل مسائل بيايد. البته اين قاعده شامل حال تمام افراد ميشود؛ چه مشاوران و چه روانشناسان. پس باور فوق را به شكل زير اصلاح ميكنيم. روانشناسان هم نياز به مشورت دارند.
6 - روانشناسان داناي كل هستند!!
اين باور غلط و غيرمنطقي در بين مردم شايع است. البته متأسفانه اين به دليل ضعف حرفه روانشناسي در ايران است كه اگر شما به اكثر روانشناسان شاغل در ايران مراجعه كنيد قادرند از مشكل شب ادراري كودكتان تا لكنت زبان همسرتان، دعاوي خانوادگي و عشقي، زود انزالي پدر بزرگ، ترس از سوسك، اضطراب كنكور و وسواس پاكيزگي عمه خانم و… همگي آنها را درمان كنند.
در صورتي كه در كشورهاي پيشرفته شايد هر روانشناس حداكثر در 2-3 موضوع مرتبط تخصص دارد و داوطلبانه اعلام ميكند كه فقط قادر به حل مشكل افسردگي شماست، نه به عنوان مثال مشاوره شغلي و صنعتي هم انجام دهد. ضمن اينكه در باور فوق زندگي كردن واژهاي كلي و مصاديق آن وسيع است، بنابراين باور فوق به شكل زير اصلاح ميشود.
هر روانشناسي قادر به حل بعضي از مشكلات خاص و مشخص مراجعانش ميباشد.
7 - سرنوشت را تغيير مي دهند!!
اين هم يك باور عجيب ديگر كه اصلاً نميتواند درست باشد. بزرگي ميگفت: مراقب افكارت باش چون به حرفهايت بدل ميشود. مراقب حرفهايت باش چون به اعمالت تبديل ميشود. مراقب اعمالت باش چون به عادتهايت مبدل ميشود. مراقب عادتهايت باش چون به شخصيت تو تبديل ميشود. مراقب شخصيت خود باش چون به سرشت تو تبديل ميشود و مراقب سرشت خويش باش چون به سرنوشت تو تبديل ميشود.
فكر ميكنم اين بزرگ بهخوبي حق مطلب را ادا كرده، چرا كه تا انسانها خود نخواهند، به هيچ تغيير پايداري در زندگيشان نخواهند رسيد. مگر آنكه دست خويش را در دست راهنمايي دلسوز چون يك روانشناس زبده دهند تا او را از كوره راههاي زندگي به سرمنزل خوشبختي و سعادت رهنمون كند. روانشناسان قادر به پيشگويي و تغيير سرنوشت افراد نيستند مگر با همكاري و مساعدت خود آنها
منبع:-شاه مرادلو،فرهاد.(1386).چرا روانشناسان دیوانه می شوند؟!.(www.psychologyusb.wordpress.com)
کلیه دانشجویان پایان نامه( و دانشجویانی که می خواهند برای ارایه پایان نامه آمادگی داشته باشند) می توانند کپی کتاب راهنمای اجرا و نگارش پایان نامه و پژوهش های عملی در علوم رفتاری (انتشارات دانشگاه پیام نور)را از کتابفروشی آقای رضایی (روبروی درب اصلی دانشگاه) تهیه نمایند و پایان نامه خود را تهیه و تنظیم نمایند.
روزی روزگاری پسرك فقیری زندگی می كرد كه برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می كرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد كه تنها یك سكه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود كه شدیداً احساس گرسنگی می كرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا كند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوان و زیبائی در را باز كرد.پسرك با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط یك لیوان آب درخواست كرد.
دختر كه متوجه گرسنگی شدید پسرك شده بود بجای آب برایش یك لیوان بزرگ شیر آورد.پسر با طمانینه و آهستگی شیر را سر كشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی.مادر به ما آموخته كه نیكی ما به ازائی ندارد.» پسرك گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می كنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد.پزشكان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام كنند.
دكتر هوارد كلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامیكه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حركت كرد.لباس پزشكی اش را بر تن كرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد.در اولین نگاه اورا شناخت.
سپس به اتاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام كند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یك تلاش طولانی علیه بیماری ، پیروزی ازآن دكتر كلی گردید.
آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.به درخواست دكتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت.آنرا درون پاكتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.
زن از باز كردن پاكت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه باید تمام عمر را بدهكار باشد.سرانجام تصمیم گرفت و پاكت را باز كرد.چیزی توجه اش را جلب كرد.چند كلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:
«بهای این صورتحساب قبلاً با یك لیوان شیر پرداخت شده است»
کلیه کلاسهای اینجانب از تاریخ ۲۳ آبان ماه تا ۲۹ آبان ماه تعطیل می باشد.کلاس جبرانی درسهای برگزار نشده در کلاس یا وبلاگ متعاقبا اعلام می شود.
http://ictl.intimal.edu.my/conf_sch_display_table.php
عنوان کتاب: فرهنگ شیوه های رفتار درمانی تالیف:بلاک و هرسن ترجمه:ایزدی و ماهر انتشارات رشد
این کتاب برای مطالعه دانشجویان روان شناسی و مشاوره (برای ترمهای هفت به بعد) مفید می باشد
عنوان کتاب:درمان های عجیب (میلتون اریکسون) گردآوری:جی هلی ترجمه:فیروزبخت انتشارات رسا
مطالعه این کتاب برای کارشناسان و روان درمانگران توصیه می شود.
قابل توجه دانشجویان درس ارزشیابی شخصیت(دانشگاه پیام نور بهشهر)
علاوه بر منبع درسی منابع زیر به عنوان کمک درسی معرفی می شود و در تدریس از منابع زیر نیز استفاده می شود:
ارزشیابی شخصیت تالیف حمزه گنجی نشر ساوالان
آزمونهای فرافکنی شخصیت تالیف هادی بهرامی نشر علامه طباطبایی
آزمونهای روان شناختی کودکان برای مشاوره کودک تالیف حسین لطف آبادی نشر به نشر
راهنمای سنجش روانی ترجمه حسن پاشا شریفی نشر رشد
آسیب شناسی عضوی مغز و آزمون بندر گشتالت ترجمه حبیب ا.. قاسم زاده و اکرم خمسه نشر رشد
قابل توجه کلیه دانشجویان درس سمینار در مسایل روان شناسی(دانشگاه پیام نور بهشهر)
کلیه دانشجویان درس سمینار در مسایل روان شناسی لازم است برداشت روان شناسانه خود را از سریال دلنوازان به صورت کتبی به همراه گزارش نهایی درس سمینار ارایه دهند.برداشت شخصی دانشجویان باید به صورت کاربردی و آموزنده باشد.این برداشت می تواند مرتبط با جنبه های مختلف روان شناسی از قبیل خانواده،ازدواج،ارتباطی،فرزند پروری و غیره باشد.دانشجویانی که این سریال را ندیده اند می توانند یک فیلم سینمایی دیگر را انتخاب کنند و مورد بررسی روان شناسانه قرار دهند.
همچنین منابع کارشناسی ارشد در سمت راست وبلاگ( آرشیو موضوعی)موجود است.
? تمركز، توانايي هدايت فكر بسوي موضوعي خاص و حفظ توجه بر روي آن است. بايد گفت تمركز فكر ذاتي نبوده و ميتوان آن را با تمرينهايي بهبود بخشيد. راهكارهاي زير ميتوانند شما را در جهت حفظ تمركز و كاهش حواس پرتي ياري دهند.
? سر و صداي محيط، شلوغ بودن اتاق و ميز مطالعه از عوامل بيروني اختلال تمركز ميباشند. سعي كنيد حتيالامكان در محيط آرام و ساكت مطالعه نموده و ميز و محل مطالعه خود را تميز و مرتب كنيد.
? گاهي در حين مطالعه يادتان ميايد كه بايد به دوستتان تلفن كنيد و يا كار ديگري انجام دهيد، اين موضوع باعث كاهش تمركز شما ميشود، يك راه حل براي كاهش اينگونه عوامل دروني اينست كه هنگام مطالعه يك دفترچه يادداشت كنار خود بگذاريد تا اگر چيزي به ذهنتان رسيد و فكرتان را مشغول كرد آن را يادداشت كنيد و ذهن خود را از آن موضوع آزاد سازيد.
? وقتي متوجه ميشويد كه روي موضوع مورد مطالعه تمركز نداريد و حواستان پرت شده به خودتان بگوييد : "اينجا باش!". توجه خود را به سوي موضوع برگردانيد و حتي الامكان اين حالت را حفظ كنيد. هر بار كه متوجه شديد حواستان متوجه چيزي غير از موضوع مورد نظر شده اين عبارت كوتاه را تكرار و بر روي هدف اصلي متمركز شويد. هر چه بر اين روش مداومت بيشتري داشته باشيد، احتمالا روزهاي بعد كمتر مجبور خواهيد شد اين عبارت را تكرار كنيد.
? خود را آموزش دهيد كه نسبت به محركهاي بيروني بي تفاوت باشيد. با خود قرار بگذاريد وقتي صدايي از بيرون ميشنويد، وقتي تلفن زنگ ميزند و يا دوستي وارد اتاق ميشود بي توجه باشيد مثل اينكه هيچ كدام از اين محركها در اطرافتان وجود ندارد و تنها راه ارتباط شما با محيط خارج موضوع درسي است.
گاهي پرهيز از فكر كردن به موضوعاتي خاص غير ممكن است و بهرحال اين موضوعات گوشهاي از ذهن شما را اشغال كرده اند. بهتر است براي تفكرات خود برنامه ريزي كنيد و هر روز ساعت خاصي را براي فكر كردن در مورد اين قبيل مسايل در نظر بگيريد تا بدون هيچ تشويشي به آنها فكر كنيد. بايد مراقبت كنيد تا ذهنتان مانند كاروانسرايي نباشد كه هر فكري به آن وارد و هر موقع خواست از آن خارج شود.
سعي كنيد ذهن خود را تمرين دهيد كه هر فكر براي ورود اجازه گرفته، كار خود را در زمان معين انجام دهد و سپس خارج شود. اين تمرين ابتدا حالتي آگاهانه دارد ولي به مرور بصورت عادتي ذهني در ميآيد.
? يكي از عواملي كه باعث بهم خوردن تمركز ميشود، خستگي ذهني است.
? بهتر است مدت زمان طولاني و متوالي مطالعه نكنيد و پس از حدود 5/1 ساعت مطالعه، زمان استراحت كوتاهي در نظر بگيريد.
آيا براي اشتغال خود بذري پاشيدهايد؟
يافتن شغل يكي از اصلي ترين دغدغههاي دوران دانشجويي است. حتي در حين انتخاب رشته، ابتدا فرصتهاي شغلي آن را مد نظر قرار ميدهند. با اين وجود، بسيارند افرادي كه پس از فارغ التحصيلي به هر دري ميزنند تا جذب كار شوند ليكن ناكام ميگردند و البته تعدادي از افراد نيز بلافاصله، جذب بازار كار ميشوند.
شايد شما هم در ذهن خود با اين سوال دست و پنجه نرم كردهايد كه چرا برخي از افراد بهراحتي مشغول بكار ميشوند و برخي ديگر خير؟ در پاسخ بايد گفت كه اكثر اين افراد از دوران دانشجويي مهارتهايي براي يافتن شغل كسب نموده اند و بدين وسيله بذر اشتغال خود را در بسياري از مراكز پاشيده اند. يافتن شغل نياز به برخي آگاهيها و مهارتهايي دارد كه به برخي از آنها اشاره ميگردد :
با اساتيد خود ارتباط برقرار كنيد .
علاقه مندي و تلاشگري خود را به آنها نشان دهيد، زيرا اساتيد ميتوانند علاوه بر راهنمايي شما بعنوان كليدهايي در جهت آگاه شدن شما از فرصتهاي شغلي عمل نمايند.
در سمينارهاي مرتبط با رشته و علايق خود، شركت فعال داشته باشيد.
شركت در چنين سمينارهايي علاوه بر آشنا ساختن شما با مباحث جديد رشته خود و خلق ايدههاي نو در ذهنتان، موجب آشنايي شما با متخصصيني خواهد شد كه ممكن است از همكاري شما در آينده استقبال نمايند.
خود را به مهارتهايي از قبيل دانش كامپيوتر و تسلط به يك زبان خارجي مجهز سازيد
- مراكز و ادارات مرتبط با شغل خود را، هم در شهرستان خود و هم در محل تحصيل شناسايي كرده و با آنها ارتباط برقرار نماييد.
- درNGOها يا نهادهاي مردميو سازمانهاي غير دولتي شركت نماييد. فعاليت در چنين مراكزي علاوه بر گسترده تر كردن ارتباطات شما، منجر به افزايش تجربه كاري شما و نيز داشتن سابقهاي مثبت از شما خواهد شد.
- در فرصتهاي كارورزي و گذراندن طرح، قابليتهاي خود را نشان داده و از جان و دل كار كنيد0زیرا اغلب چنين مراکزي ، نيرو هاي کاري مهره هاي خلاق و پر تلاش را جذب خود خواهد نمود.
اهداف خود را بلند اما گامهايتان را كوچك انتخاب كنيد:
انتظار نداشته باشيد كه پس از فارغ التحصيلي يا حتي در دوران دانشجويي، دقيقاً همان شغل و مقاميرا بدست آوريد كه در پي آن بودهايد. شما بايستي ابتدا مهارت، شايستگي و فروتني خود را در كارهاي محوله و گاه حتي خرد، اثبات كنيد تا در مسير بالا رفتن از پلكان ترقي قرار گيريد.
ياد بگيريد كه چگونه با اعتماد به نفس بالا، خود و تواناييهايتان را به ديگران ارائه كنيد.
براي مثال شما بايستي هنگام تقاضاي شغل مشخصات، تواناييها، سوابق، علايق كاري،. ... (رزومه) خود را بطور مكتوب همراه داشته و در زمان مقتضي آن را ارائه كنيد و نيز مهارتهاي خود را براي برقراري ارتباط بهتر بالا ببريد.
خلاقانه فكر كنيد:
ذهن خود را باز و آزاد بگذاريد تا به تمام راههايي كه از آن طريق به نوعي ميتوان كار آفريني نمود فكر كنيد.
هرگز از شكست نترسيد.
انديشمندي ميگويد : "به ياد داشته باش كه هر پيروزي بزرگي پس از چند بار شكست بدست ميايد. شكستهاي مكرر مانند پيكهايي هستند كه در جاده منتهي به پيروزي حركت ميكنند."
وكلام آخر آن كه :
تو بايد آنچنان دانشجوي زبردست و پرتواني باشي كه حتي قبل از آن كه تو در جستجوي كار باشي، كار در جستجوي تو باشد.
www.iransco.org/Pa_nine.asp - 223k
امتيازات ويژه براي درس پژوهشهاي عملي انفرادي(پايان نامه)،روان شناسي
تجربي و سمینار و ديگر دروس عملي و نظري مرتبط در روان شناسي که با اینجانب کلاس دارند:
فعاليتهاي علمي برجسته و خلاقيتهاي علمي شما در طي تحصيل كه مرتبط با علم روان شناسي است در دروس پايان نامه روان شناسي تجربي و سمینار و ديگر دروس عملي و نظري مرتبط امتياز خاص دارد.اين فعاليتها مي تواند مواردي از قبيل :
انجام پژوهشهاي علمي و يا همكار اصلي بودن در پروژه هاي مهم
،تاليف يا ترجمه متون روان شناسي،همكاري با مجلات و نشريات مهم منطقه اي يا كشوري،تهيه و تنظيم آزمونهاي روان شناختي يا ساخت وسايل جديد در آزمايشگاه روان شناسي ،تدارك يا تنظيم آزمايشي جديد در روان شناسي،تهيه و تدارك نرم افزارهاي رايانه اي مرتبط با روان شناسي،تهيه مجموعه هاي آموزشي،تصويري و غيره مرتبط با روان شناسي،شرطي كردن حيوانات با موضوعات جدید،تهيه و راه اندازي سايتهاي اينترنتي (به روز)كه مطالب آن جنبه كاربردي و علمي داشته باشد.ارايه مقاله در همايشها و كنگره هاي معتبر روان شناسي و مرتبط ،فعاليت مستمر در انجمن هاي علمي روان شناسي در دانشگاه ،احراز معدل بالا در ترمهاي تحصيلي،عضويت در انجمن ها و سازمانهاي علمي روان شناسي(مانند انجمن روان شناسي ايران و غيره)،هرگونه فعاليت يا طرحي كه جديد باشد و تاثير قابل توجهي در گسترش دانش روان شناسي دانشجويان يا ديگر روان شناسان داشته باشد.فعاليتها هم مي تواند به صورت گروهي و هم فردي باشد.همكاري با دانشجويان روان شناسي ديگر دانشگاهها و ديگر گرو هها و رشته هاي دانشگاهي مانعي ندارد.
نمره میان ترم کلیه دروس اینجانب بر اساس فعالیت موثر علمی در۱- فضای مجازی یا ۲- فضای کلاسی(رایانامه(ایمیل) - وب و...) و یا پاسخگویی به سوالات مطرح شده در کلاس درس یا وبلاگ می باشد.بدیهی است با درخواست هیچ دانشجویی بدون انجام این فعالیتها مساعدت نخواهد شد.
غفلت های تاسف بار بالینی در مورد افراد سالخورده تر صورت گرفته است . این نکته بویژه در مورد نیازهای روانشناختی آنها صحت دارد . مشاوره و روان درمانگری غالبا به تصور این که اتلاف وقت خواهد بود ، به افراد سالخورده عرضه نشده است و این درست نیست . بسیاری از سالخوردگان نیاز به فرصتهایی دارند تا واکنشهای خود را نسبت به تواناییهای رنگ باخته قبلی و مسائل زندگی جاری ابراز دارند و از حمایت توصیه متخصصان بالینی مورد اعتماد بهره مند شوند . جای خوشوقتی است که پژوهش در مورد سالخوردگی و مسائل مربوط به آن در حال افزایش است شاید در مورد افراد سالخورده تر حتی بیش از قشرهای جوانتر جامعه صادق باشد که زندگی آنها از یک دیدگاه تعاملی که تنوعی از چشم اندازهای نظری را می طلبد ، نگریسته شود.........
عنوان: تفکر و فراشناخت
تالیف:طاهر محبوبی و علی مصطفایی
انتشارات پرسش
علاقه مندان به این کتاب در استان مازندران می توانند این کتاب را از کتابفروشی آقای رضایی روبروی دانشگاه پیام نور مرکز بهشهر تهیه کنند.
اثر فلين Effect Flynn - بحث و جدل علمي درباره رابطه ميان IQ و ترتيب تولد- خانواده-
به گزارش پژوهشگران در بررسي گستردهاي كه ميتواند نقطه پاياني بر بيش از نيم قرن بحث و جدل علمي درباره رابطه ميان IQ و ترتيب تولد باشد، معلوم شده كه فرزندان بزرگتر در خانوادهها معمولا نسبت به برادر/خواهرهايشان IQ بالاتري به دست ميآورند. به گفته پژوهشگران اين تفاوت ميانگين در IQ جزئي اما معنادار بود؛ سه نمره بالاتر در فرزند ارشد نسبت به فرزند پس از خود. و نيز افزودند اين نتايج آشكار ميسازد كه اين تفاوت ناشي از ديناميك خانواده است نه عوامل زيستشناختي همچون محيط پيش از تولد.
پژوهشگران از مدتها پيش شواهدي در اختيار داشتند كه فرزندان نخست معمولا وظيفهشناستر و محتاطتر از برادر/خواهرهايشان هستند و برخي بررسيهاي پيشين تفاوتهاي معناداري در IQ يافته بودند. اما منتقدان ميگفتند آن گزارشها قطعي نيستند زيرا تفاوتهاي عظيم در نحوه تربيت بچهها در خانوادههاي مختلف را به حساب نياوردهاند.
3 نمره ممكن است در يك آزمون IQ خيلي زياد به نظر نيايد، اما كارشناسان ميگويند در مورد بعضي افراد ميتواند قابلتوجه باشد. از اين گذشته به گفته پژوهشگران نتايج به دست آمده- كه به شكل دو مقاله جداگانه در دو ژورنال Science
و Intelligence به چاپ رسيدهاند- منجر به بررسي عميقتر ديناميك خانواده مسبب چنين تفاوتهايي است. اگرچه اين بررسي در مورد مردان انجام شده دانشمندان معتقدند نتايج حاصل تقريبا به طور قطع در مورد زنان نيز صدق ميكند. فرانك سالووي (F. Sulloway)، روانشناس انستيتو شخصيت و پژوهشهاي اجتماعي وابسته به دانشگاه كاليفرنيا در بركلي ميگويد: «از نظر من اين دو مقاله مهمترين آثاري هستند كه در 70 سال گذشته در اين رشته به چاپ رسيدهاند.» دكتر سالووي كه در اين پژوهش شركت نداشته اما در همراهي آن سرمقالهاي نوشته است، ميافزايد: «پيش از اين درباره تاثير اين عوالم ترديدهايي وجود داشت اما اكنون ديگر جايي براي ترديد نيست.» او در سرمقاله خود در مجله «ساينس» ضمن تحسين اين مقاله اشاره ميكند كه چگونه اين مقاله نظريههاي ترتيب تولد و IQ را دقيقتر ميكند.
بررسي تاثير ترتيب تولد به طرز وحشتناكي دشوار است و بعضي منتقدان با اين همه هنوز در درستي آن ترديد دارند. جوزف لي راجرز (J. L. Rodgers)، روانشناس دانشگاه اوكلاهما كه از ديرباز در وجود چنين تاثيرهايي ترديد داشته معتقد است كه اين تحليل جديد قانعكننده نيست. او مينويسند: «در گذشته نيز صدها گزارش در مورد تاثير ترتيب تولد به چاپ رسيد كه قابلقبول نبودند. مطمئن نيستم كه نمودارهاي مقالهاي كه در ژورنال ساينس به چاپ رسيد واقعي باشند. بايد روش كارشان را دقيقتر توصيف كنند.»
اگر تفاوت برادر/خواهرها در IQ واقعي بود پس چرا پژوهشهاي پيشين به اين وضوح ديده نشده بود؟ يك دليل ممكن است قدرت آماري اين مقاله جديد باشد: جدول دادههاي كريستنسن/بيركدال واقعا عظيم است. در اين پژوهش دو همهگيرشناس نروژي دادههاي مربوط به ترتيب تولد، وضعيت سلامتي و نمرههاي IQ 241310 مرد 18 و 19 ساله كه در فاصله سالهاي 1967 تا 1976 به دنيا آمدهاند را با استفاده از اسناد نظامي تحليل كردند. اين پژوهشگران پس از تصحيح عواملي نظير سطح تحصيلات پدر و مادر، سن مادر هنگام تولد و تعداد افراد خانواده كه ممكن بود بر نمره IQ تاثير بگذارند به اين نتيجه رسيدند كه نمره فرزندان ارشد به طور متوسط 2/103 و حدود 3 درصد بالاتر از فرزند دوم (3/100) و 4 درصد بالاتر از فرزند سوم (99) است. اين تفاوت در حالت ميانگين وجود دارد كه يعني خانواده به خانواده فرق ميكند و در بيشتر خانوادهها ديده ميشود اما نه در همه آنها.
سپس اين دانشمندان به نمرههاي IQ 63951 جفت برادر مراجعه كردند و به همان نتايج دست يافتند. بنابراين تفاوت در محيط خانواده نميتواند نمرههاي بالاتر فرزندان ارشد را تبيين كند. به نظر دكتر پيتر كريستنسن (P.Kristensen)، همهگيرشناس دانشگاه اسلو و نويسنده اصلي مقالهاي كه در ژورنال ساينس به چاپ رسيد، اين نتايج تقريبا به طور قطع در مورد زنان نيز صدق ميكند زيرا جنسيت تاثير چنداني روي نمره IQ ندارد. نويسنده همكار او در اين دو مقاله دكتر تور بيركدال (T.Bjerkedal)، همهگيرشناس نظامپزشكي نيروهاي مسلح نروژ است. اين پژوهشگران براي آنكه ببينند آيا تفاوت مشاهدهشده ميتواند ناشي از عوامل زيستشناختي باشد يا خير نمرههاي مردان جواني را بررسي كردند كه پس از مرگ برادر بزرگترشان در خانه، فرزند ارشد شدند. نمرههاي آنها به طور متوسط نزديك به نمره فرزندان نخست زيستشناختي بود. در چنين مواردي نمره IQ فرزند دوم به طور متوسط تا 6/102 افزايش مييابد. فرزندان سومي كه دو برادر بزرگترشان مرده باشد بيش از همه رشد IQ نشان ميدهند و درحالت ميانگين به 5/103 ميرسند. دكتر كريستنسن ميگويد: «اين مدرك كاملا محكمي است كه نشان ميدهد تبيين زيستشناختي درست نيست.»
دانشمندان علوم اجتماعي براي تبيين چگونگي احتمالي تاثيرگذاري ترتيب تولد بر نمره هوش، چندين نظريه پيشنهاد كردهاند؛ فرزندان نخست تمام توجه پدر و مادرشان را در خردسالي منحصر به خويش دارند و حتي اگر آن توجه بعدها با آمدن يك يا چند فرزند ديگر به تساوي ميان آنها تقسيم شود به معناي آن است كه در طول زمان مجموع توجه افراد بالغ به فرزندان نخست بيشتر خواهد بود كه به لحاظ نظري موجب تقويت قدرت تكلم و توانايي استدلال در آنها ميشود.
اما اين استدلال يك يافته خللناپذير در بچههاي زير 12 سال را تبيين نميكند: در ميان اين نوجوانان فرزندان بعدي معمولا در آزمونهاي IQ، بيشتر از فرزندان ارشد نمره ميگيرند و عملكرد بهتري دارند(براي مثال نمره آزمون IQ فرزند دوم در 10 سالگي از نمره 10 سالگي فرزند اول بيشتر است.) نظر پژوهشگران آن است كه اين پيشرسي احتمالا نشان ميدهد فرزندان جديد چگونه ذخاير فكري خانواده را در مجموع تغيير ميدهند. اضافه شدن يك بچه كوچك تا جايي كه به يك برادر يا خواهر بزرگتر مربوط است ميتواند به تعبيري محيط فكري خانواده را در مجموع تضعيف كند؛ با اين حال فرزند كوچكتر هم از پختگي پدر و مادر بهره ميبرد و هم از برادر يا خواهر بزرگتر. اين ديناميك ميتواند آوانسي كه فرزند بزرگتر از پدر و مادرش ميگيرد را به سرعت از بين برده يا حتي معكوس سازد. در اينجا اين پرسش مطرح ميشود كه پس فرزندان بزرگتر چگونه بار ديگر به جلو صف باز ميگردند؟
يك احتمال كه از سوي روانشناسي به نام رابرت زايونك (R.Zajonc) مطرح شده آن است كه فرزندان بزرگتر در نقش طبيعيشان به عنوان معلم سرخانه كوچكترها به دانش خويش استحكام بخشيده و به آن سازمان ميدهند. زايونك ميگويد: «توضيح دادن چيزي براي برادر يا خواهر كوچكتر به دانش شما شكل ميدهد و سبب ميشود بر پايه آن به ميزان قابل توجهي رشد كنيد. برادر كوچكتر سوالاتي ميپرسد و در مفاهيم و تبيينها ترديد ميكند و اينها به بلوغ فكري برادر بزرگتر كمك خواهد كرد.» خلاصه آنكه اين درسها بيشتر به نفع معلم است تا شاگرد. تكفرزندها از منافع توجه بيشتر پدر و مادر برخوردار ميشوند اما فرصت آموزش به برادر يا خواهر كوچكتر را از دست ميدهند.
تبيين بالقوه ديگر به اين مربوط ميشود كه برادر/خواهرها چگونه در خانواده، كنجي براي خويش مييابند. در برخي پژوهشها معلوم شده كه هم فرزندان بزرگتر و هم فرزندان كوچكتر معمولا فرزند ارشد را منظمتر، مسووليتپذيرتر و موفقتر توصيف ميكنند. پژوهشها نشان ميدهد پدر و مادرها به تجربه ميدانند كه فرزندان كوچكتر براي متمايز كردن خود، اغلب به دنبال كسب مهارتهاي ديگري همچون رفيقبازي، فعاليتهاي ورزشي پرخطر و سازهاي موسيقي غيرمتعارف ميروند. دكتر سالووي ميگويد: «آنها همچون سهرههاي داروين براي كسب حداكثر سود از محيط و پرهيز از رقابت مستقيم بر سر منابعي كه در اختيار فرزندان ارشد است به راههاي ديگر رو ميآورند. آنها مهارتها و علايق گوناگوني پيدا ميكنند كه آزمونهاي IQ معمولا آنها را اندازه نميگيرند.»
با اين همه نميتوان اين پژوهش را حرف آخر در اين زمينه دانست. اگر به راستي رتبه اجتماعي موجب تفاوت در IQ ميشود پس اين تاثير بايد در فرهنگهايي كه يك جنس را بر ديگري ترجيح ميدهند آشكارتر باشد. در جامعهاي مردسالار، فرزندان دومي كه اتفاقا نخستين پسر باشند بايد از فرزند نخستي كه دختر است نمره بيشتري در آزمون IQ بگيرند. شايد نروژ جاي مناسبي براي آزمودن اين مساله نباشد اما چنين دادههايي را از كشورهاي ديگر نظير كره جنوبي بايد بتوان به دست آورد.
در هر حال اين پژوهش تاثير محيط روي IQ را نشان ميدهد كه بهترين نمونه آن «اثر فلين» است. اثر فلين (Flynn Effect) نشان ميدهد كه نمره IQ طي نسلها افزايش يافته است و اين افزايش ناگزير به محيط بيشتر مربوط ميشود تا به ژنها. با اين حال دانشمندان نروژي عوامل مادرزادي را نيز كنترل كردند. پرسش اين بود كه آيا محيط رحم در آبستنيهاي بعدي تغيير ميكند. ميدانيم كه در حاملگيهاي دوم به بعد ميزان آنتيبادي در خون مادران افزايش مييابد. از آنجا كه طبق شواهد احتمال به دنيا آوردن كودكان داراي اختلالات يادگيري در مادران مبتلا به بيماريهاي خودايمني بيشتر است، تقويت سيستم ايمني در حاملگيهاي دوم به بعد قاعدتا ميتواند تاثير سوئي روي تكوين هوش در جنين داشته باشد. ظاهرا كار كريستنسن/ بيركدال اين نظريه را منتفي ميسازد.
اين نوع آزمايشها ميتوانند تبيين كنند كه چرا فرزندان كوچكتر اغلب نسبت به برادر يا خواهر بزرگترشان، ماجراجويانهتر زندگي ميكنند. پژوهشها نشان ميدهد كه احتمال شركت آنها در ورزشهاي خطرناك از فرزندان ارشد، بيشتر است و بيشتر احتمال دارد به جاهاي ناشناخته سفر كنند. معمولا از فرزندان نخست نامتعارفتر و غيرعاديترند و برخي از الهامبخشترين و تاثيرگذارترين چهرهها در علم، دوران كودكيشان را زير سايه يك برادر يا خواهر بزرگتر (يا دو يا سه يا چهار) گذارندهاند.
چارلز داروين، نويسنده اثر انقلابي «اصل انواع» از 6 فرزند خانواده پنجمي بود. نيكلاس كپرنيك، اخترشناس لهستانيتبار كه ثابت كرد مركز منظومه شمسي خورشيد است نه زمين، در ميان 4 فرزند خانواده از همه كوچكتر بود. رياضيدان و فيلسوف مشهور، رنهدكارت كه سومين وآخرين فرزند خانواده بود از چهرههاي كليدي انقلابي علمي به شمار ميآيد كه در قرن شانزدهم آغاز شد.
فرزندان ارشد نسبت به برادر و خواهرهاي كوچكترشان جوايز نوبل بيشتري در رشتههاي علمي بردهاند. اما اين كار را اغلب با پيشبرد درك رايج انجام دادهاند و نه با واژگون كردن آن. سالووي ميگويد: «اين تفاوت در خلاقيتهاي هر سال يا هر دهه و خلاقيتهاي هر قرن وجود دارد؛ تفاوت ميان نوآوري و نوآوري بنيادستيز. وقتي پدر و مادرها از من ميپرسند در اينباره چكار بكنيم هميشه يك پاسخ به آنها ميدهم: هيچ كار. فرزندان كوچكتر اين طوري شانس بيشتري دارند.»
New York Times, Jun. 22, 2007
New York Times, Jun. 25, 2007
Scientific American, Jun. 22, 2007
چرا؟
در مورد روابط ما در ....
- چرا اغلب افراد ، رفتار و گفتارشان در حین رانندگی خیلی متفاوت از زمانی است که پیاده هستند؟
- چرا هنوز اغلب افراد رانندگی پر خطر را افتخار می دانند وبارها آن را تعریف می کنند؟
- چرا برخی (شاید اغلب یا اکثر) زیباترین و بکر ترین مکانهای ایران را ندیده اند و حتی اسم آن را نشنیده اند اما عکسهایی که روی شن ها و فروشگاههای دوبی گرفته اند را با افتخار به دیگران نشان می دهند!؟
- چرا برخی حتما باید یه جورایی مشکل درست کنند ،منظورم در محیط کار نیست.مثلا وقتی اتوبوس یا مترو شلوغه با آرنج یا هل دادن .... و وقتی هم که خلوته با خودکار یا ناخن یا ..... چرا؟
اگر جواب بدهید ممنون می شوم یا اینکه چراهای خودتان را نیز اضافه کنید:
مطرح کردن چراها فکر کردن را بیشتر می کند ُشاید........
چرا ما برای خودمون این امتیاز ویژه رو قایل می شیم که راجع به ظاهر و باطن افراد قضاوت کنیم و شخصیت اونها رو در جمع های خودمونی سلاخی کنیم
وااااااااای ! اینو بگم ! چرا ما همیشه دنبال چرایی کار اطرافیانمون هستیم مثلا تو عروسی:
چرا فلانی عروسیشو تو تالار نگرفت
چرا لباس عروس اینجوره
چرا مامانش اینقدر رسمی بود
چرا داماد رقصیدن بلد نبود
چرا برا شام نوشابه ندادن
چرا دعوتیشون اینقدر کمه
یکی نیست بگه بیکاری تو زندگی مردم سرک می کشی (روی صحبتم با خودم شما گل تر از اونی هستید که اینجوری باشید)
چرا بعضی ها کیف سامسونت را خالی حمل می کنند؟
چرا بعضی از افراد در خیابان، با موتور سیکلت تک چرخ می زنند؟و.....
چون:
1-اعتماد به نفس پایینی دارند( خود کم بین هستند)
2-کمبود محبت یا کم توجهی از طرف والدین یا دوستان.( خلا شخصیتی)
البته اینها نظر شخصی بنده است، درستش را شما بنویسید.
نویسنده:
به نام خدای شاپرکها
سلام استاد،دوستان نظرات مختلفی رو نوشتن وواقعا چشم گیره. اما چند مورد رو می تونم اضافه کنم:
1-چرابابایی که خودش اهل هزار جور خلافه ازبچش میخواد که دنبال کار خلاف نره.
2-چرابعضی ازآدمها چشمشون دنبال ناموس دیگرانه ،اما وقتی نوبت به ناموس خودشون میرسه دمار از روزگار طرف در میارن.
3-چراوقتی چیزی رو که بلد نیستن باید ادعای علامه بودن داشته باشن .
4-عیب دیگران رو میگن اما وقتی نوبت به خودشون میرسه عیب هاشون رو نمی پذیرن.
5-به دیگران میگن غیبت نکنید اما خودشون پشت سر دیگران غیبت میکنن .
6-به دیگران یاد میدن که چه جوری باهمسراشون رفتار کنن اما خودشون آداب اولیه همسرداری رو بلد نیستن.
7-به دیگران درس زندگی میدن اما خودشون بلد نیستن که زندگی کنن.... .واقعاچرا؟!
اینها یا خود کم بینی دارن ویا خود بزرگ بینی .یا به خاطر عقدهایی که دارن میخوان که همیشه مطرح باشن.با این کار میخوان کمبودهاشون رو جبران کنند.میخوان یه جورایی به خودشون ثابت کنند که هنوز هم توانایی زندگی کردن رو دارن ،هنوز هم قدرت نفوذ بر دیگران رو دارن .این جور آدمها خودشون رو نمی شناسن اما میخوان که دیگران رونسبت به خودشون بشناسانند..ببخشیداستاد سوادنم گرفته من بیشترازاین قدنمیده.
ارتباط در سال 2009
چطوري ميفهمي که الان در سال 2009 هستي؟
1 یهو نگاه میکنی می بینی خانوادت که 3 نفر بیشتر نیستن 5 خط موبایل دارن
2 واسه همکارت ایمیل میفرستی،در حالیکه میز بغل دستی تو نشسته.
3 رابطت با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه
4 ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که بیان کمک چیزایی رو که خریدی ببرن داخل
5 هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره
6 وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی،استرس همه وجودت رو می گیره و با سرعت برمي گردی که موبايلت رو برداری،
بدون توجه به اینکه 20-30 سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی
8 صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایمیله
9 الان در حالیکه این متن رو میخونی،سرت رو تکون میدی و لبخند میزنی
10 اینقدر سرگرم خوندن این متن بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7 نداره
11 الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره 7 رو داشته یا نه
12 و من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالاحتماً شماره 7 رو پیداش میکنی،بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی.
13 دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیدا نمیکنی،خوب من شوخی کردم ولی نشون میده که تو به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میکنی
بین ما روابط متنوعی شکل می گیرد و ادامه می یابد - پایان می پذیرد.تجارب گوناگونی همه ما در روابط خود داریم که تاثیرات زیادی بر ما می گذارد. به نظر می رسد مبحث روابط موضوع مهمی است که هیچ وقت تکراری نمی شود.ما قصد داریم خیلی جزیی به روابط نگاه کنیم نه اینکه مقاله بنویسیم.یعنی نظرات و تجارب شخصی را به بحث بکشیم.این تجارب می تواند از لحظه ای که از منزل خارج می شوید شروع شود - سوار تاکسی می شوید! خرید می کنید!کسی از شما آدرس می پرسد یا بالعکس!کودک معلولی را به همراه مادرش می بینید! کارمندی به شما پرخاش می کند!و...... / لطفا نظرات - ایده ها - تجارب قابل توجه و پیامهای کاربردی آن را در صورت تمایل بنویسید.اگر مایل هستید پیام شما در وبلاگ درج شود یا نشود ذکر کنید .با تشکر.
- يك سوال: آيا مي توانيد جواب حداكثر دو جمله اي دهيد؟البته جواب يه ارتباطي به متن بالا دارد!
براي ترك عادت سگي كه مرغها را دنبال مي كند چه بايد كرد؟
برخی جوابها را در قسمت نظرات بخوانید.(جواب خانم گرجی و آقای امانی(حبیب) را دقت کنید)
اكنون نيك بختي انسان به علوم مربوط به انسان وابسته است.علوم مربوط به چيزها پيش خواهند رفت.كنترل انسان را بر طبيعت ميسر خواهند ساخت و تكنولوژي – كشاورزي – پزشكي و ساير هنرها را به طور اثر بخش پيش خواهند بود.آنها از انسان در مقابل خطرات و فجايع محافظت خواهند كرد به جز آنهايي كه او خود موجبشان مي شوند.انسان اينك بدترين دشمن خويش است.دانش روان شناسي و استفاده از آن براي رفاه بشريت مي تواند پاره اي از خطاها و مصيبتها را از ميان بردارد يا دست كم آنها را كاهش دهد.روان شناسي بايد ضرر و زيان ناشي از حماقتها و شرارتها را به ميزان زياد كاهش دهد(ثرندايك)
- روانشناسی حافظه و یادگیری از رضا کرمی نوری
- مقدمه ای بر نظریه های یادگیری هرگنهان ترجمه سیف
- تحلیل آماری فرگوسن ترجمه دلاور
- استنباط آماری در روان شناسی و علوم تربیتی از شقاقی و نصیری
- طرحهای آزمایشی در تحقیقات روانی از یثربی
discovering psychology که ترجمه آن نیز در بازار موجود بوده است و افزایش دامنه لغت
- آسیب شناسی روانی ۲ جلد از دیویسون ترجمه دهستانی - مفاخری یا ...
- روان شناسی رشد دو جلد لورای برگ ترجمه سید محمدی
- روان شناسی شخصیت از پرون و ۲ - از شولتزhttp://psychologyingo.blogfa.com
منابع احتمالی دکترای روانشناسی دانشگاه پیام نور ۱۳۸۸
تهران، 29-31 اردیبهشت 1389
فراخوان مقاله
الف ) مباحث بنیادی
1- ریشه ها
Ø مباحث هستی شناسی و شناخت شناسی
Ø ریشه های دین، فرهنگ و روان شناسی مدرن
Ø روابط علم-دین و فرهنگ
2- مباحث روش شناسی
Ø نقش فلسفه، فلسفه علم، فلسفه ی روان شناسی در مطالعات میان رشته ای و چند رشته ای حوزه ی روان شناسی، دین و فرهنگ
Ø تقلیل گرایی
Ø فیزیکالیزم غیر تقلیل گرا
Ø کل گرایی
Ø واقع گرایی انتقادی، عقل گرایی انتقادی
Ø برنامه های تحقیقاتی علمی- الهیاتی
3- مفاهیم اصلی
Ø معنا، سیستمهای سمبلیک و شناخت
Ø معنای انسان بودن
Ø شعور و آگاهی
Ø تعاملات اجتماعی
Ø اخلاقیت
Ø رشد انسان
Ø سلامت و اختلال
Ø مفهوم مرگ
Ø فرایندهای روانی/ذهنی
Ø تجربه ی دینی/معنوی/عرفانی
ب) نظریه ها، تحقیقات تجربی/ تحقیقات در حال پیشرفت
4- رویکردهای علمی به دین، معنویت و فرهنگ
Ø مکاتب روان شناسی
Ø روان شناسی رشد
Ø روان شناسی کار
Ø روان شناسی اجتماعی-فرهنگی
Ø روان شناسی تکاملی
Ø علوم شناختی و اعصاب
Ø علوم بهداشت روان
Ø مردم شناسی، بوم شناسی،...
Ø زبان شناسی
Ø علوم آکادمیک دین (جامعه شناسی دین، دین پژوهی، فلسفه دین،...)
Ø سنجش و اندازه گیری دین ، دینداری، معنویت
Ø رویکردها و گرایشهای دیگر
5- رویکردهای الهیاتی، مذهبی و فلسفی به رفتار و فرایندهای روانی/ذهنی شامل دین و معنویت)/ مطالعات تطبیقی
Ø شامانیزم هندوئیزم ،بودیزم،شینتوئیزم ، کنفوسیوئیزم ،زردتشت، یهودیت، مسیحیت، اسلام،...
Ø رویکردهای میان فرهنگی و میان دینی
ج) مباحث کاربردی
6- اخلاق، خانواده و جنسیت
Ø اخلاق در قرن 21
Ø اخلاق جهانی
Ø اخلاق زیستی، زیست شناسی اجتماعی، ...
Ø اخلاق حرفه ای روان شناسی، مشاوره، روان درمانی
Ø خانواده در قرن 21
Ø آموزش و تحصیلات
Ø موضوعات جوانان
Ø موضوعات جنسیتی
راهنمای ارائه چکیده مقاله ، پوستر ، میزگرد و گارگاه :
http://www.pcoiran.com/congressfa.htm
مهلت ارسال چکیده مقالات 20 آذر 1388 می باشد . پس از ارزیابی چکیده مقالات لازم است اصل مقالات برگزیده حداکثر تا 1 اسفند 1388 به دبرخانه ارسال شوند. اولویت بررسی موضوعات با تحقیقات و مطالعات میان رشته ای و چند رشته ای می باشد.
مطالب ارسال شده باید شامل موارد زیر باشد :
1- فرم ثبت نام شرکت در همایش بین المللی . (لازم است لااقل یک نفر از تهیه کنندگان پوستر و مقاله و کارگاه و ... در همایش ثبت نام کنند .کلیه مکاتبات با نویسنده اول مقاله صورت می گیرد.)
2- کارنامه تحصیلی و تحقیقاتی ((CV نویسندگان مقالات و یا ارائه دهندگان پوستر و میزگرد . (حداکثر در دو صفحه A4 (
3- چکیده فارسی و انگلیسی (فایل مطالب مورد نظر پژوهشگر به صورت PDF یا WORDبه پیوست باشد . لازم به ذکر است که علاقمندان می تواننند فایل مورد نظر را از طریق پست الکترونیکی به دبیرخانه ارسال نمایند. ) در صورتی که دوهفته پس از ارسال مطالب خود از دبیرخانه همایش پاسخی دریافت نکردید با تماس تلفنی از دریافت چکیده مقاله خود اطمینان حاصل کنید.
4- ارسال مطالب درخواست شده در صفحات زیر ، شامل : اطلاعات شخصی ، چکیده فارسی ، انگلیسی ، و پیوست چکیده ضروری است .
صفحه اول :
نام و نام خانوادگی مولف (مولفین )
نام و نام خانوادگی ارائه کننده
نام مقاله و شماره محور موضوعات
آخرین مدرک تحصیلی ارائه دهنده
آدرس دقیق پستی ، تلفن و پست الکترونیک
صفحه 2:
عنوان و شماره مقاله
چکیده مقاله (حداکثر 300 کلمه شامل مقدمه ، روش ، یافته ها ، بحث و نتیجه گیری ) ، فهرست منابع .
5 کلید واژه
صفحه 3 :
عنوان و چکیده مقاله به زبان انگلیسی
5 کلید واژه
پیوست چکیده مقاله
نام مولف
عنوان و شماره مقاله
الف ) لطفا جهان بینی، نظریه ی انسان، تعریف دین و نظر شخصی خود از ادعای حقیقت دین به طور عام و دین مورد مطالعه یا تحقیق به طور خاص بیان کنید (حد اکثر 120 کلمه)
ب) مشخص کردن نظریه ی پایه تحقیقات : نظریه پرداز، گرایش تخصصی علمی، ... ( حداکثر 100 کلمه )
ج) پیش فرض های نظریه ی پایه: شامل جهان بینی و شناخت شناسی: رویکرد طبیعتگرایی، ماده گرایی، دوگانه انگاری، ...
د) فایده ها (حوزه ی توضیحی، کاربرد، ...) و محدودیت ها
ه) چه نوع داده هایی از نظریه/ مطالعات یا تحقیقات شما حمایت می کنند ؟
و) چه نوع داده های تجربی می تواند با نظریه/ نتایج تحقیقات یا مطالعات ناهماهنگ باشد؟
ز) چگونگی امکان استفاده تحقیقات دیگر از نتایج این تحقیق
ح) شناسایی پشتوانه ی تاریخی-فرهنگی فرد یا گروه مورد مطالعه ی شما تا چه حد در این تحقیقات اهمیت داشنه است؟
ط) آیا نیازمند شناسایی و/یا تمایز میان عناصر دینی و فرهنگی و تعاملاتشان با هم شده اید؟
معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.
فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند .
در کیسهء بعضی ها 2 بعضی ها 3 ، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود.
معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند .
روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده . به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند .
پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.
معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید ؟
بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.
آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد :
این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید ؟

