جمعه 3 فروردین1386
برخي اشتباهات رايج و تصورات نادرست دانشجويان در درس پايان نامه(پژوهشهاي عملي انفرادي)
دقت كافي در انتخاب موضوع نمي كنند.برخي دانشجويان بدون توجه به كاربردي و بديع بودن موضوع و تنها با توجه به عناوين تحقيقات قبلي موضوع خود را انتخاب كردند.برخي ديگر نيز در حالتي تفريطي بدون در نظر گرفتن امكانات و شرايط اجراي تحقيق، موضوعي را انتخاب كردند.
لازم نيست در عنوان پايان نامه از همه متغيرهاي تحقيقتان نام ببريد.كامل تر خواهد بود اگر شهر يا منطقه و سال انجام تحقيقتان در عنوان ذكر شود.زيباتر و درست تر خواهد بود اگر كلمات مقدماتي مثل بررسي و مثل اينها را حذف كنيد:رابطه بين هوش هيجاني و رضايت از زندگي در دانشجويان دانشگاههاي شهر ساري در سال 1384 .سعي كنيد تعداد كلمات عنوان شما از 16 تا بيشتر نشود.
آشنا نبودن به روش تحقيق و روش هاي آماري عامل اصلي طول كشيدن پايان نامه دانشجويان است.
بيش از حد تحت تاثير كارها و روند تحقيق دوستانشان قرار مي گيرند .به محض بروز مشكل در اجراي پژوهش اعتماد به نفس خود را از دست مي دهند و به كل تحقيق و موضوع خود را زير سوال مي برند.برخي فكر مي كنند در اجراي پايان نامه نبايد با مشكلي مواجه شوند!!.برخي نيز فكر مي كنند هر تحقيقي كه قبلا صحافي شده كامل و بدون نقص است!!
عدم تسلط دانشجويان به نرم افزار هاي آماري و آزمونهاي آماري از عمده نقطه ضعفهاي دانشجويان است.
فهرست جدولها و نمودارها را بعد از فهرست عنوانها ذكر نكردند.فهرست عناوين نيز بايد به تفكيك فصلها ارايه شود.
شماره صفحه بايد در بالاي صفحه و سمت چپ در سربرگ نوشته شود نه در پايين صفحه.
كليه صفحات پايان نامه بايد بدون حاشيه يا قاب باشد(صفحات پيوست استثنا است).
برخي از دانشجويان فونت و اندازه خط مناسبي را انتخاب نكرده اند.انتخاب فونت تيتر و يا اندازه درشت در پايان نامه زيبايي پايان نامه را كم مي كند.برخي نيز اصطلاحات مهم و اسامي خارجي را پاورقي نكرده بودند.
نوشتن منبع هر جمله يا پاراگراف در انتهاي آن، داخل پرانتز بيانگر اعتبار تحقيق است.موضوعي كه 40 درصد دانشجويان از آن غافل بوده اند.مثال(سيف،1384،ص56).چكيده از اين مورد استثنا است.
نوشتن مطالب بسيار خودماني ،احساسي و عاميانه در پژوهش از اعتبار كار شما كم مي كند حتي در مقدمه.برخي نيز در مقدمه بيش از حد حاشيه پردازي كردند.مطالب نوشته شده نبايد به صورت اول شخص باشد:مثال:من در اين تحقيق به اين موضوع پرداختم!!
بسياري از دانشجويان با وجود تاكيد فراوان از آوردن چكيده در ابتداي پايان نامه خودداري كرده بودند و يا چكيده را كامل و جامع ذكر نكرده بودند.
بيان مساله را با سوالات تحقيق اشتباه مي گيرند.
در اهميت و ضرورت تحقيق كمتر به اين مي پردازتد كه نتايج تحقيق آنها براي كجا يا چه افرادي كاربرد دارد و يا چه مشكلاتي را برطرف مي كند.
برخي دانشجويان قادر نيستند بين هدف (يا اهداف)كلي با هدفهاي جزيي تمايز قايل شوند و يا هدف را از لحاظ دستوري و نگارشي مشابه فرضيه يا سوال مي نويسند.
برخي نيز روش تحقيق خود را ذكر نكردند يا كامل مشخص نكردند.لازم نيست توضيحات توصيفي يك روش را بيان كنيد مثلا لازم نيست بنويسيد كه روش پس رويدادي چيست و … فقط عنوان روش خود را بنويسيد كفايت مي كند.بهتر است فرمولهاي آماري را در پايان نامه ننويسيد.فقط نتايج،جدولها و نمودارها كفايت مي كند.(لازم است اول جدول و سپس نمودار آن بيايد.)فرمول تعيين حجم نمونه از اين قانون استثنا است.
اشتباه رايجي كه قبلا دانشجويان داشتند مبني بر اينكه تفاوت سوال با فرضيه در تحقيق تنها در نحوه سوالي بودن يا سوالي نبودن جملات آنها است!!،خوشبختانه تنها دو نفر(البته دو نمره را از دست دادند) اين اشتباه را مرتكب شدند و بقيه تفاوت روش شناختي را به خوبي به نمايش گذاشتند.
عدم ارايه توضيحات كافي و مشخص در قسمت شيوه گردآوري اطلاعات.
تصور نادرست:هر كسي تعداد سوالات و فرضيه هاي بيشتري داشته باشد تحقيق معتبر تري دارد!.
تصور نادرست:هر تحقيقي كه روشهاي آماري بسيار پيشرفته داشته باشد تحقيق معتبر تر و كارآمد تري دارد!!.
بسياري از دانشجويان به علت عدم تسلط به رايانه،اينترنت و زبان انگليسي در مرور تحقيقات قبلي بسيار ضعيف عمل كردند( به استثناي سه نفر كه قسمت دوم فصل دوم خود را كامل گزارش كردند – لحاظ كردن 2 نمره اضافي براي اين مورد- ).
تصور نادرست:حتما بايد در پژوهش از پرسشنامه استفاده شود!.عدم توجه به مطالعات موردي و روشهايي مثل مصاحبه،مشاهده،آزمايشي و غيره…… از بزرگترين نقاط ضعف پايان نامه هاست.
عدم دقت در تعيين حجم نمونه و روش نمونه گيريي از ديگر موانع در اعتبار و قابليت تعميم پايان نامه ها است.
برخي دانشجويان در فصل چهارم اعداد آماري را به زبان انگليسي ذكر كرد ه اند.برخي نيز به اشتباه مشخصات نمودار ها را در بالا و مشخصات جدول را در پايين نوشته اند و يا براي جدولها يا نمودارها شماره نزدند.
برخي دانشجويان(علي رغم توضيحات كلاسي) تفاوت روش شناختي فصل چهارم و پنجم را خوب درك نكرده و اكثر دانشجويان فصل پنجم را ناقص و بدون بحث و مقايسه(همخواني يا عدم همخواني) با تحقيقات قبلي رها كرده اند.
با وجود تاكيد زياد به نحوه منبع نويسي طبق آخرين روش انجمن روان شناسي آمريكا و توضيح در كلاس و ذكر مثالهاي متعدد غالب دانشجويان به روش قديمي منبع نويسي كرده اند.
دانشجويان توجه زيادي به ارايه پيشنهادات تحقيقي و كاربردي نكردند.
-
نحوه بارم بندي نمرات درس پايان نامه بر اساس جديت و پويايي دانشجويان در كلاس و محيط تحقيق ، كيفيت،كاربردي و نو بودن موضوع انتخاب شده،غناي اطلاعاتي و تحقيقاتي ارايه شده در فصول(بويژه فصل دوم)،روش شناسي صحيح و علمي و نحوه بكارگيري ابزار،درستي يا نادرستي روشهاي تحليل و نحوه گزارش و تفسير آنها،ميزان درك دانشجو از ماهيت آزمونهاي آماري ،تعبير و تفسير مناسب،كاربردي،علمي و متناسب با نتايج بدست آمده از فصل چهارم و ارايه ادله لازم براي نتايج و همچنين مقايسه همخواني و عدم همخواني با تحقيقات قبلي در فصل پنجم،ذكر پيشنهادات متناسب با نتايج حاصل از تحقيق،منبع نويسي جديد و درست.
در كل پايان نامه هاي دريافتي بيانگر تلاش و علاقه دانشجويان روان شناسي به تحقيقات علمي است.
اميد است سختي هاي درس پايان نامه به شيريني دانايي و مهارت تحقيقي شما در آينده منجر شود.
چهارشنبه 1 فروردین1386
قابل توجه دانشجويان روان شناسي علاقه مند مطالعه و بررسي موضوعات كاربردي و علمي:مهارتهاي زندگي چيست؟
(دانشجويان دروس سمينار
– روش تحقيق و پايان نامه و ديگر دانشجويان علاقه مند مي توانند روي اين موضوع فعاليت كنند).مهارتهاي زندگي چيست؟
ظرفيت روان شناختي يك فرد عبارت است از " توانايي شخص در مواجهه با انتظارات و دشواريهاي زندگي روزمره. " بالابودن ظرفيت روانشناختي ؛ اين امكان را به شخص ميدهد كه زندگي خود را در سطح مطلوب رواني نگه دارد و اين توانايي را به صورت رفتار سازگارانه و عمل مثبت و مؤثر متبلور سازد.
يكي از راههاي پيشگيري از بروز مشكلات رواني و رفتاري ارتقاء ظرفيت روانشناختي افراد ميباشد كه از طريق آموزش مهارتهاي زندگي جامه عمل ميپوشد. مهارتهاي زندگي عبارت است از مجموعهاي از تواناييها كه زمينه سازگاري و رفتار مثبت و مفيد را فراهم ميآورند. پژوهشهاي متعدد و گستردهاي تأثير مثبت آموزش مهارتهاي زندگي را در كاهش سوء مصرف مواد ، پيشگيري از رفتارهاي خشونتآميز ، تقويت اتكا به نفس ، افزايش مهارتهاي مقابله با فشارها و استرسها ، برقراري روابط مثبت و مؤثر اجتماعي و ... نشان دادهاند.
نيازهاي زندگي امروز ، تغييرات سريع اجتماعي فرهنگي ، تغيير ساختار خانواده ، شبكه گسترده و پيچيده ارتباطات انساني و تنوع ، گستردگي و هجوم منابع اطلاعاتي انسان ها را با چالشها ، استرسها و فشارهاي متعددي روبرو نموده است كه مقابله مؤثر با آنها نيازمند توانمنديهاي رواني- اجتماعي مي باشد . فقدان مهارتها و تواناييهاي عاطفي ، رواني و اجتماعي افراد را در مواجهه با مسائل و مشكلات آسيب پذير نموده و آنها را در معرض انواع اختلالات رواني ، اجتماعي و رفتاري قرار ميدهد .
پژوهشهاي بيشمار نشان دادهاند كه بسياري از مشكلات بهداشتي و اختلالات رواني عاطفي ريشه هاي رواني اجتماعي دارند از جمله پژوهش در زمينه سوء مصرف مواد نشان داده است كه سه عامل مهم با سوء مصرف مواد رابطه دارند كه عبارتند از عزت نفس ضعيف ، ناتواني در بيان احساسات و فقدان مهارتهاي ارتباطي ( مك دانالد و همكاران ، 1991) . همچنين زيمرمن و همكاران (1992) بين احساس خود كارآمدي شخصي و موفقيت تحصيلي همبستگي معنا داري يافتند . مطالعات زيادي دلالت بر آن دارند كه بين عزت نفس ضعيف و سوء مصرف الكل و دارو ( سينگ و مصطفي ، 1994) ، بزهكاري ( دوكزو لورج ،1989) ، بي بندوباري جنسي
( كدي، 1992) و افكار خود كشي ( چوكت ، 1993) رابطه وجود دارد . بنابراين با توجه به مدارك و شواهد علمي و به منظور پيشگيري از بروز آسيبهاي اجتماعي مانند خودكشي ، اعتياد ، خشونت ، رفتارهاي بزهكارانه و اختلالات رواني لازم است به موضوع بهداشت رواني و اهميت آن توجه بيشتري شود .
از طرفي ماهيت مشكلات رواني اجتماعي به گونه اي است كه مقابله با آن در سطوح بعدي مداخله ( پيشگيري ثانويه و ثالث ) نه تنها هزينههاي قابل ملاحظهاي را از نظر نيروي انساني و مسايل مالي بر جوامع تحميل ميكند ، بلكه اثر بخشي و كارآمدي آن نيز بسيار محدود و حتي در مواردي ناچيز است . به عنوان مثال بررسيها نشان ميدهد كه وقتي يك شخص وابستگي دارويي ( اعتياد ) پيدا كرد ، در خوشبينانهترين حالت 20 الي 30 درصد موارد احتمال بهبود وجود خواهد داشت و حتي تحت اين شرايط نيز احتمال عود مجدد مشكل وجود خواهد داشت ( كاپلان و سادوك ، 1988؛ تايلور ،1995) .
اين واقعيات باعث شده كه صاحبنظران و متخصصان حيطه بهداشت رواني در جهان تمام كوشش و توجه خود را حول محور برنامههاي پيشگيري در سطح اول متمركز سازند . به همين منظور برنامههاي پيشگيري هم در سطح عام و با هدف كاهش و كنترل انواع آسيبهاي رواني – اجتماعي و هم در سطح خاص و در رابطه با كاهش و كنترل مشكلات خاص ( از قبيل وابستگي دارويي ؛ افسردگي ؛ و ...) در نقاط مختلف جهان طراحي و به مورد اجرا گذاشته شدهاست.
مهارتهاي زندگي شامل مجموعه اي از تواناييها هستند كه قدرت سازگاري و رفتار مثبت و كارآمد را افزايش ميدهند . در نتيجه شخص قادر ميشود بدون اين كه به خود يا ديگران صدمه بزند ، مسئوليتهاي مربوط به نقش اجتماعي خود را بپذيرد و با چالشها و مشكلات روزانه زندگي به شكل مؤثر روبهرو شود . محققان تأثير مثبت مهارتهاي زندگي را در كاهش سوء مصرف مواد ، استفاده از ظرفيت ها و توانمندي هاي هوشي و شناختي ، پيشگيري از رفتارهاي خشونتآميز ، افزايش خود اتكايي و اعتماد بنفس و ... مورد تأييد قرار دادهاند. به ويژه در كاهش سوء مصرف مواد بر نقش كليدي مهارتهاي زندگي تأكيد مي شود . هم چنين آموزش اين مهارتها به عنوان يك روش عام پيشگيري از آسيب هاي فردي و اجتماعي مورد تأكيد بودهاست. در مطالعه اسميت (2004) نشان داده شد كه آموزش مهارتهاي زندگي بهطور قابل توجهي منجر به كاهش مصرف الكل و مواد مخدر در جوانان ميگردد. اسميت و گري (2005) نيز نشان دادند آموزش مهارتهاي زندگي اثر معنيداري بر توانائيهاي رهبري و مديريت در جوانان دارد. فرايند نقش مهارتهاي زندگي در ارتقاي بهداشت روان را به شكل زير ميتوان نشان داد :
يادگيري موفقيت آميز مهارتهاي زندگي ، احساس يادگيرنده را در مورد خود و ديگران تحت تأثير قرار مي دهد و علاوه بر اين كسب اين مهارتها نگرش ديگران را نيز در مورد فرد تغيير مي دهد . به همين خاطر كسب مهارت هاي زندگي هم شخص را تغيير مي دهد و هم محيط را ، و اين اصل دو سويه ، ارتقاي بهداشت روان را شتابي دوچندان مي بخشد .
موارد كاربرد مهارت هاي زندگي
الف ) افزايش سلامت رواني و جسماني
1
- تقويت اعتماد به خويشتن و احترام به خود2-
تجهيز اشخاص به ابزار و روشهاي مقابله با فشارهاي محيطي و رواني3-
كمك به تقويت و توسعه ارتباطات دوستانه ، مفيد و سالم4-
ارتقاي سطح رفتارهاي سالم و مفيد اجتماعي.ب) پيشگيري از مشكلات رواني ، رفتاري و اجتماعي شامل پيشگيري از :
1
- مصرف سيگار و سوء مصرف مواد مخدر2-
بروز اختلالات رواني و مشكلات رواني – اجتماعي3-
خودكشي در نوجوانان و جوانان4-
رفتارهاي خشونتآميز5-
شيوع ايدز6-
بيبند و باري جنسي7-
افت و كاهش عملكرد تحصيليمهارتهاي 10 گانه زندگي عبارتند از:
خودآگاهي - روابط بين فردي -ارتباط -تفكر نقادانه -تفكر خلاق -تصميمگيري -حل مسئله - مقابله با فشار -مقابله با هيجانهاي ناخوشايند -همدلي
منابع :
1
. رامشت ،مريم ؛ فرشاد ، سيامك.(1383). بررسي تأثير آموزش مهارتهاي زندگي در پيشگيري از سوء مصرف مواد دانشجويان. دومين سمينار سراسري بهداشت رواني دانشجويان.2.
سازمان جهاني بهداشت.(1379). ( ترجمه ربابه نوري قاسمآبادي و پروانه محمدخاني). برنامه آموزش مهارتهاي زندگي. تهران : سازمان بهزيستي كشور : معاونت امور فرهنگي و پيشگيري.3.
كلنيكه.ال.كريس.(1381). مهارتهاي زندگي (ترجمه شهرام محمدخاني). تهران : اسپندهنر4.
ناصري ،حسين ؛ نيكپرور ، ريحانه.(1383). بررسي اثربخشي آموزش مهارتهاي زندگي بر بهداشت رواني دانشجويان. دومين سمينار سراسري بهداشت رواني دانشجويان.1. Choquet,M.,Kovess,V.and poutignat,N.(1993).Suicidal thoughts among adolescents : an intercultural approach.Adolescence,28(11).
2. Dukes,R.L.and Lorch,B.D.(1989). Concept of self,Mediating factors and adolescent deviance.Sociological Spectrum,9(3).
3. Keddie,A.M.(1992).Psychosocial factors associated with teenage pregrancy in Jamaica.Adolescence,27(108).
4. Mac Donald L.,Bradish,D.C.,Billingham,S.,Dibble,N.and Rice , C. (1991).Families and schools together : An innovative Substance abuse prevention program.Social work in Education,(3)2.
5. Singh,h.,Mustapha,N.(1994).Some factors associated with Substance abuse among Secondary school Students in Trinidad and Tobago.Journal of drug Education,24(1).
6. Smith,E.A.(2004). Evaluation of life Skills training and Infused-life Skills Training in a rural setting : outcomes at two years.Journal of Alchohole & Drug Education.
7. Smith,T.A. Genry,L.s,ketring,S.A.(2005).Evaluating a youth Leadership life skills Development program.Journal of Extensive.43(2

